حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
213
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
از بنى اعمام پدرى يعقوب و عمرو بود بر همهء بزرگان سيستان رياست داد و خواهر خويش بانو را در عقد ازدواج او آورد و اين امر مقدّمهء بروز نزاع ما بين طاهر و سبكرى شد چه سبكرى بر محمّد بن خلف حسد ميبرد و نميخواست كه غير از خود او كسى ديگر در كارهاى ملكى دخالت داشته باشد . بارى طاهر بن محمّد در مدّت كمى بر اثر عيّاشى و اسراف در خرج خزانهء دولتى را كه پس از عمرو ليث هنوز آباد بود بر باد داد و عمّال او هم از فرستادن ماليات بسيستان خوددارى كردند مخصوصا سبكرى درآمد كرمان و فارس را جهت خود ضبط كرد و به همين سبب در امور سيستان اختلالى كلّى بروز نمود فقط در اين ميانه كفايت و كاردانى محمّد بن خلف تا حدّى مانع درهم ريختن اساسى بود كه آن را يعقوب و عمرو برپا داشته بودند . عاقبت طاهر براى گرفتن مال فارس و كرمان در سال 292 عازم آن نواحى شد امّا سبكرى كه از حركت او راضى نبود كس بجلوى طاهر فرستاد و بسخنان فريبآميز او را بازگرداند و طاهر بسيستان برگشت و باز بعيّاشى و شكار و كبوتربازى مشغول شد و بر اثر اين حركات بسيارى از بزرگان عهد يعقوب و عمرو از دور او پراگنده گشتند و از اين جهت هم سيستان خالى ماند . در سال 296 موقعى كه طاهر ببست رفته بود ليث بن على بن ليث كه والى كرمان و مكران بود خود را بسيستان رساند و هر قدر يعقوب برادر طاهر خواست كه او را از آنجا براند توفيق نيافت و طاهر هم بعد از مراجعت از بست چون دانست كه بيشتر بزرگان سيستان جانب ليث را گرفتهاند و غلبهء بر او او را ميسّر نيست برادر را برداشته باميد گرفتن كمك از سبكرى رهسپار فارس شد و ليث بن على بجاى او بامارت نشست . 4 - ليث بن علىّ بن ليث ( 296 - 298 ) طاهر و يعقوب به خيال آنكه سبكرى حقّ نعمت ايشان و عمرو و يعقوب را